سفر به سوریه
اوایل تیر ماه بود که با پیشنهاد یکی از دوستان تصمیم گرفتیم ، برای گشت و گذار به سوریه ولبنان برویم.راستش من خودم دوست داشتم اولین سفر خارجیم را از یک کشور ترک زبان آسیای میانه شروع کنم : جمهوری آذربایجان ، قزاقستان ، ازبکستان ، قرقیزستان ، ترکمنستان و یا سرزمین باستانی آسیای صغیر ، ترکیه . اما وقتی اسم لبنان ، آن عروس رؤیایی خاورمیانه در میان باشه ، نمیشه از سفر به این بهشت زمینی صرف نظر کرد !؟
لطفاً پیش خودتان فکر نکنید که ما رفتیم لبنان و با آن طبیعت زیبا و مردم زیباترش ! کلی به ما خوش گذشت و... نه آقا. مگه من شانس دارم؟
ما کل هزینه تور یعنی ۵۰۰ هزارتومان را به آژانس پرداخت کردیم. ویزا هم به قول فرنگی ها OK شد ، بلیط هواپیما هم گرفته شده بود که ناگهان ! بله ناگهان این برادران حزب الله یعنی همین گروه شیخ حسن نصرالله سردار جنوب لبنان ، حمله کردند به یه پاسگاه اسرائیلی ، 8 تا سرباز رو کشتند ، 2 تا هم اسیر گرفتند! خب حالا خوب شد!؟
اسرائیل هم که انگار از خداش بود یه همچی اتفاقی بیفته، با بی رحمی تمام از زمین و هوا و دریا جنوب لبنان رو زیر آتش توپ ، تانک ، موشکباران خودش گرفت. هواپیماهاش هم که مرتب بمب می ریختند رو سر مردم بیچاره جنوب لبنان.
آمریکا و اسرائیل می خواستند دق دلشونو دربیارن، به همین خاطر جرج بوش هم به اسرائیلش چراغ سبز داد که رفیق تا می تونی پایگاههای حزب الله را در جنوب لبنان بزن.این دفه دیگه می خوام نسل حزب الله رو از رو زمین برداری ها!
اما خوشبختانه دیدم که نتونست این کارو بکنه ، اگرچه خسارت زیادی به لبنان زد ، بنا به قول آقای سینیوره- نخست وزیر لبنان- 4 میلیارد دلار ! در عوض محبوبیت حزب الله در میان اعراب ، حتی اعراب سنی هم بیشتر شد.
به هر حال ما ناچار شدیم به این مسافرت بریم. بنابراین برنامه سفرمون رو کلن روی سوریه تنظیم کردیم ، در حالیکه اطلاعات مختصری در مورد سوریه داشتیم ، که از طریق اینترنت گرفته بودیم.
من میدونستم که توی سوریه غیر از اعراب اقلیت های کرد و ترک هم هست. به همین خاطر تو این سفر هم آنتن هام کاملاً کار می کرد که کوچکترین ردی از ترکا رو تو سوریه رصد کنم. گفته میشه از جمعیت ۱۴ میلیون نفری سوریه حدود یک میلیون نفر آن ترک هستند.
سوار یه تاکسی بودیم ، خیلی از تاکسی های اونجا پرایده.همون پراید وارداتی از ایران. البته ما نتونستیم بدونیم قیمت پراید اونجا چنده. راننده تاکسی از ترک های سوریه بود ، و یه آهنگ جالب از Murat Gogebakan از CD Player ماشینش داشت پخش می شد.شما هم می تونید این آهنگ زیبا رو گوش بدید.)این آهنگ درمورد حادثه کربلاست و از ترانه های آلبوم سال 1997 ، اما نمی دونم چرا در سایت رسمی این خواننده توی لیست این آلبوم دیده نمیشه!؟ )
طی هفت روز اقامت در سوریه ، دو شهر دمشق و لاذقیه رو دیدیم. متاسفانه فرصت کافی نداشتیم تا شهر باستانی حلب را هم ببینیم.بیشتر جمعیت ترک تبار سوریه در این شهر صنعتی ساکن هستند.
طی این مدت به همراه کلیه پیرمردها و پیرزنهای کاروان ، دو بار از حرم حضرت زینب – خواهر امام حسین (ع) زیارت کردیم. تذهیب و تزئینات زیبای درون وبیرون حرم اغلب توسط ایرانیان- به ویژه هنرمندان اصفهانی انجام شده است.

بازارچه هایی در اطراف زینبیه وجود داره که پر از اجناس ارزون قیمت اما بنجله. من دیدم زائرای ایرانی هم اغلب خیلی خرید می کردن از اونجا.
زینبه در یه بخش شیعه نشین شهر قرار داره. به همین دلیل توی خیابونای این بازار و اطرافش کاروانای طرفدار حزب الله با آهنگهای حماسی مانور می دادن. به خصوص در این مدتی که ما اونجا بودیم لبنان زیر آتش بمبارانای اسرائیل می سوخت.
عکسای سید حسن نصر الله ، بشار اسد و احمدی نژاد روی در و دیوار مغازه ها و خونه ها و پشت ماشینها دیده می شدند. معلوم بود که سید حسن نصر الله محبوبیت زیادی بین شیعیان سوری داره و همین طور آقای احمدی نژاد.

قبر دکتر علی شریعتی نیز در قبرستانیست که در جوار حرم حضرت زینب می باشد.گفته می شود در سال ۱۳۵۶ پس از اینکه ایشان در لندن درگذشتند ، به دلیل ممانعت ساواک از انتقال جسد ایشان به ایران و نیز وصیت ایشان به دفن در جوار حرم زینب ، در آن محل دفن گردیدند.

جنوب دمشق یه تپه ای هست . قبری روی این تپه هست که گفته می شه متعلق به هابیل فرزندحضرت آدمه. فکر می کنید طول این قبر چند متر باشه ؟ 6 متر !

صلاح الدین ایوبی ، سرداری بوده است که از عراق کنونی برمیخیزند و جنگجویان اروپایی آن زمان را در جنگهایی که معروف به جنگهای صلیبی بوده اند ، از فلسطین و مصر بیرون می رانند. به همین دلیل ایشان یک شخصیت و قهرمان مسلمانان و مردم بین النهرین تلقی می شه. گفته می شه این سرداردر استانی که در عراق کنونی به نام صلاح الدین خوانده میشه به دنیا میان.البته در مورد تبار ایشان اختلاف وجود داره : کردها اون رو کرد می دونن و عربها اون را عرب . قبر صلاح الدین در کنار کاخ اموی قرار داره.
و این هم مجسه ایشان در مرکز دمشق در کنار بازار حمیدیه :

در همان جایی که قبر صلاح الدین ایوبی قرار داره ، قبر سه شهید ترک هم دیده میشه. روی آنها نوشته شده "ایلک تورک هاوا شهیتلری" یعنی اولین شهدای هوایی ترک. روی قبر نام ، درجه نظامی و تاریخ شهادتشان نوشته شده است. آنها در حدود یک قرن پیش و زمانی که امپراتوری عثمانی در اثر توطئه یهود و انگلیس ، رو به زوال نهاده بود ، در نبرد با فرانسویان اشغالگر به شهادت رسیدند.


معروف ترین بنای داخل شهر دمشق ، مسجد با عظمتیه که در مجاورت بازار حمیدیه هست. اسم این مسجد Omavid Mosque یا مسجد اموی هست. کاخی که منسوب به معاویه ویزیده هم در کنار این مسجد قرار دارند. این کاخ در زمان سلجوقیان مرمت و تکمیل شده است.

خود اعراب به کاخ معاویه ، قصر الاعظم میگن . وقتی می خوای به این کاخ که حالا به صورت موزه هست وارد بشی، 1500 تومان ورودی از هر بازدید کننده می گیرند . داخل کاخ به صورت اتاقایی هستند که کنار هم درست شدند و یه حوض وسط حیاط کاخ دیده می شه. توی هر کدام از این اتاقا که می خواین برین نوشته "ممنوع للتصویر و التدخین" یعنی فیلمبرداری و استعمال دخانیات ممنوع ، اما برای اینکه بتونید فیلمبرداری بکنید ، باید یه انعام به مسئول اون حجره بدید ، 1000 تومن برای اینکار کافیه. اونا به انعام میگن بخشش. فکر می کنم این کلمه هم از زمان عثمانی ها در اینجا رایج شده است. جالبه که اعراب و ترکها برای مفهوم انعام از کلمه بخشش که ظاهراً فارسیه استفاده می کنن. اما خود فارس زبانهای ایران از کلمه انعام که یه کلمه عربیه استفاده می کنن.

یکی از هدایایی که به اسعد پاشا ، حاکم وقت شام تقدیم شده و ما آن را در قصر اعظم دیدم ، ظرف سفالین زیر است . روی آن نوشته شده : شفا اولسون افندم. یعنی سرورم سلامت باد.

از بناهای قدیمی دیگر ، کاخ و کتابخانه منسوب به اسعدپاشا ، حاکم عثمانی دمشق می باشد.گفته می شود معماران ترک اولین کسانی بودند که سقف بناهای اسلامی را به شکل گنبد درست کردند. البته در این کتابخانه ، کتابها در قفسه های نزدیک به هم قرار داشتند و گرد و خاک زیادی هم روی آنها نشسته بود.بالاخره یک مشکلاتی این چنین باعث می شود که ما جهان سومی تلقی شویم!

سرزمین سوریه ، فلسطین ،لبنان و اردن که به شامات معروف بوده ، بعد از خلفای بنی عباس ، به ترتیب تحت حکومت مملوک ها ، سلجوقیان ، عثمانی و فرانسویان بوده است. در شانزدهم سپتامبر سال ۱۹۴۱ این کشور از فرانسه مستقل شد.
به دلیل متاخر بودن سیادت فرانسویان بر این سرزمین ، هم اکنون در میان محافل روشنفکری سوریه و دانشگاهیان ، زبان فرانسه اهمیت بیشتری از زبان انگلیسی دارد.
کلمات ترکی نیز همه جا دیده و شنیده می شود. مثلاً کلمه «دوغری» یا Doğrı که سوری ها به جای مفهوم «مستقیم» به کار می برند . در ترکی این کلمه به معنای راست و صحیح می باشد. مانند «یالان دوغری سؤزلر» یعنی « سخنان راست ودروغ » .
مثال دیگر نام های خانوادگی ترکی است . مانند بکتاش. در بازار سرپوشیده حمیدیه ، یک بستنی فروشی معروف و چندین مغازه متنوع دیگر می توانید ببینید که همین نام را دارند.
وقتی به یک کشور عربی سفر می کنید ، اولین چیزی که از اون اعصابتون خورد میشه ، اینه که هر چه عربی تو مدارس ایران خوندید به دردتون نمی خوره. زبان عربی که توی مدرسه های ایران تدریس میشه به عربی فحص معروفه.درواقع این عربی صرفاً یه نوع زبان عربی قدیمی و ادبیه که برای درک قرآن کریم خوبه اما برای مکالمات روزمره کاربرد چندانی نداره. اونوقت عده ای از پان ایرانیست های نادان به دولت ایراد می گیرند که چرا زبان عربی به مردم ایران یاد داده میشه.در حالیکه زبان عربی بخشی انکار ناپذیر از هویت هر مسلمانیه. در واقع یکی از خواست های اعراب ایرانی هم دقیقاً همینه که به فرزندانشون زبان عربی امروزی تدریس بشه.آیا شماحتی یک بار هم دیده اید که یه ترانه عربی ایرانی از صدا و سیمای خودمون پخش بشه؟
در هر حال ،چند تا از کلماتی که من طی این مدت یاد گرفتم از این قرارند :
تعبان : خسته
بطاقه : کارت (مانند کارت تلفن)
شوف : قشنگ ، زیبا
شوو- وی : کمی
سکار : شکر
فندق : هتل
مطار : فرودگاه
خبز : نان
سوریه کشور فقیریست . بنا به گفته راهنمای تور ما حدود 47% مردم این کشور از طریق کشاورزی امرار معاش می کنند. دردمشق فقر طبقاتی به وضوح قابل مشاهده بود.بخشی از منطقه فقیرنشین دمشق در نزدیکی میدان مرجه در تصویر زیر دیده میشه :

از بازار های سرپوشیده معروف دمشق ، یکی بازار حمیدیه و دیگری بازار صالحیه است .
بازار حمیدیه در مرکز شهر دمشق هست و اغلب کاسبای اونجا مسلمونن و مردم طبقه متوسط و فقیر بیشتر از اونجا خرید می کنند.

بازار دیگه که در شمال شهر دمشق واقع شده و مغازه های لوکس تری داره ، بازار صالحیه است. صالحیه یه منطقه مسیحی نشین دمشقه و کسبه های اونجا هم اغلب مسیحی هستن.
در زمان فرانسوی ها دولت قصد داشته راه آهنی از دمشق به شهر مکه در عربستان کشیده شود تا کار انتقال حجاج با قطار صورت گیرد ، یعنی حدود ۹۰ سال پیش .اما این پروژه به سر انجامی نکشید ، لذا هنوز هم عزیمت حجاج به مکه ،از طریق زمینی انجام میشود.اولین ایسگاه این خط آهن در محلی در خیابان نصر(پیروزی) آغاز می شد. حالا آن ایستگاه راه آهن به موزه راه آهن تبدیل شده است.

شهر لاذقیه یا Latakia که خودشون بهش «لادئیه» می گن یه بندر در غرب سوریه هست ، کنار دریای مدیترانه. اینهم موقعیت شهر روی نقشه :
این بندر زیبا به دلیل عدم سرمایه گذاری در زمینه توریزم امکانات تفریحی متناسب با موقعیت خودش نداره. سواحلش اغلب کثیف هستند و جایی برای شنا مشخص نشده.

10 کیلومتر در شمال غربی لاذقیه روی یک کوه پوشیده از درخت منطقه ای هست که استامفیس بهش میگن. اونجا هم جای باصفایی بود ، تقریباً شبیه اطراف یاسوج خودمان بود.
