میرزا مأذون قشقایی(18۹5-1830)
محمد ابراهیم قشقایی فرزند سید علیرضا متخلص به میرزا مأذون ، مشهورترین شاعر ایل قشقایی است. وی در سال 1246 هجری قمری (1830 میلادی) از مادری از تیره قادرلوی بوربور به دنیا آمد. پدر ایشان از سادات کهگیلویه و به طور دقیق تر از روستای شیخ هابیل و طایفه ای به همین نام در 40 کیلومتری شمال دهدشت می باشد. خانواده وی در اثر اختلاف با خان کهگیلویه که گفته می شود بر سر پرداخت مالیات بوده است، به ایل قشقایی پناه می آورند و مأذون در ایل قشقایی متولد می شود.(منبع : محمد نادری دره شوری)
قشقایی ها شاعران بسیاری داشته اند اما در اثر عدم کتابت اشعار آنها به صورت گمنام باقی مانده اند. اما از میان شعرایی که آثاری از آنها به جا مانده است، می توان میرزا مأذون را مشهورترین آنها دانست. مأذون پس از تلمذ زبان و ادبیات عربی و فارسی نزد مکتبداران وقت ، به شغل میرزایی یا همان منشی و مسئول نامه نگاری خوانین وقت قشقایی مشغول می گردد. در واقع لقب میرزا هم به همین دلیل به وی تعلق گرفته است. او به زبانهای ترکی قشقایی، فارسی، لری و لاری شعر سرودهاست ، اما شهرت او بیشتر به دلیل اشعار ترکی ایشان می باشد.
مأذون در سال ۱۳۱۳هجری قمری(18۹5 میلادی) در شهر شیراز درگذشت و در بقعه شاهزاده منصور واقع در محله دروازه اصفهان این شهر مدفون است. اینک عده ای از فرهنگ دوستان قشقایی با تشکیل بنیاد خیریه میرزا مأذون در صدد بازسازی آرامگاه وی می باشند.
در شعر ترکی قالبی به نام قوشما دارد که در واقع همان قالب غزل در اشعار فارسی یا عربیست.در قوشما یا غزل ذیل شاعر ابتدا در مورد اینکه هنوز هم عشق های قدیمی وجود دارند. هنوز عشق بین بلبل و گل، عشق منصور که می گفت"انا الحق" ، عشق زلیخا به یوسف،عشق شیخ صنعان عارف به دختر مسیحی، عشق مجنون به لیلی، عشق فرهاد به شیرین وجود دارد. اما دلیل به وجود آمدن این عشق ها، وجود معشوق ازلی و ابدی یعنی خداوند یکتا می باشد. خداوندی که ظاهراً از نظرها پنهان است اما همه جا دیده می شود.
بویان کیم دیر؟ اویان کیم؟
باهار فصلی دوْنگ یئللری اسنده هامی قوشدا ناله واردیر فیغان وار
صیدا چوْخدور شئیدا بولبول سسینده آیری اثر واردیر آیری نیشان وار
هنوز بولبول گول شوْوقوندان ناصبور هنوز سمندرینگ یئری دیر تنور
هنوز داردا قالیب آسیلی منصور "انا الحق" سؤیلاییب سیرری ناهان وار
هنوز قوْرخماز ملامتدن زیلییخا هنوز یوسوف زیلییخادان گوْریزپا
هنوز رخنه سالار ایمانا ترسا هنوز صنعان کیمین خینزیر یایان وار
هنوز مجنوندا وار جونون هوسی هنوز قطار اوزر لئیلی دوه سی
هنوز گلیر فرهاد کوْلنگی سسی هنوز شیرین کیمین شیرین زبان وار
دیوانا ائیلمز اوْتو سودان فرق هر کیمه گؤروندو پینهان اوْلدو برق
گلین گلدی بو سوْدادا اوْلدی غرق هئچ دئمه دی بو دریادا پایان وار
ساز ایچینده سسلنن کیم دئین کیم؟ دم دملنیر دمی دمه قویان کیم؟
مأذون دئیر بویان کیم دیر؟ اوْیان کیم؟ بویان اؤزو ، اویان اؤزو ، هایان وار؟

